بسم الله الرحمن الرحیم
عزیزان ! کار شما نیز عبادت است .صبح که به محل کارتان میروید قبل ازآن وضویی
بگیرید و رو به قبله « یا الله» بگویید و سپس به راه بیفتید .چون بی وضو نمی توان
عبادت کرد.همچنان که بی وضـو نمی توان به نماز روی آورد و یا بی احرام رو سوی
خانه کرد و حج بجای آورد .زیرا محل کارتان کعبه و قطرات عرق که در آنجا از جبین
و بدنتان سرازیر میشود کفاره گناهان است . هر مقدار که در حین کار عرق می ریزید
خودتان را صاف ميكنيد . هر صبح كه براي كار بر مي خيزيد وضويي بگيريد و بعد از
آن نوزده بار«بسم الله الرحمن الرحیم» به عدد حروف این آیه مبارکه تلاوت کنید تا آن
« وضو » تطهیرتان کند و آن «بسم الله» آفات و بلیات و شعله های اشتغالات جهنمی
دنیا را از شما دور نماید .این قدر به زور و بازویتان متکی نباشید ،رزق را بايد از جاي
ديگر بدهند همچنانكه جناب رسول الله صلي الله عليه مي فرمايند : « دم علی الطهاره
یوسع رزقک » شما دائما اهل طهارت و پاکی باشید ، رزقتان وسيع خواهد شد .

بسم الله الرحمن الرحيم
از آنجا كـه انسان در اجتماع آدمي مسلـك بوده و هـمـيشه بـا ديگران در ارتباط است .
لـذاهميشه آلودگي هـاي اجتماع دامنگـيرش خواهـد بود . به عنوان مثال زمانيكه فردي
يك مال دزدي شده را بـه شما مي فروشد اگـر چـه شما هم ندانيد آن شخـص اين مـتـاع
را از چـه راهـي تهـيه كرده است ، بـا ايـن حال باز اثـرات تكـويني آن مـال را نمی توان
برطـرف نمود . حال اگر چه از جنبه فقهي به ما بگويد : چون پـول را خودتان داده ايد
و متاع را در مقابل آن گرفته ايد ، پس در برابر آنچه به دست آورده ايد ، مالك هستيد ،
اما تا زمـانيكه اين مـال و لباس بر تـن مي بـاشد همچنان اثرات تكويني آن ادامه خواهـد
داشت . مي بينيد تا زمانيكه آن لـباس را بـر تـن داريد روحيه حاكـم قبلي خود را نداشته
و حال نـماز خـواندن و خـلوت كردن را نداريد .چه بسا گاهي بـا يـك خوردن و نوشيدن
در خانه ديگران ، با يك قدم زدن و رفت و آمد در اجتماع و با يـك نگـاه كردن به چهـره
مردم ، آن اثـر مطـلوب معنوي از بين مي رود و تا انسان بخواهد آن حال از دست رفته
را باز يابد ، خيلي مشكل است . وضـو و طهارت تمام اثـرات اين آلودگي را برطرف مي
كند و انسان را نوراني مي كند .

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب رسول صلي الله عليه و اله فرمودند : خداوند وقتي نمازرا واجب كرد ديد ، كه
بندگانش آلوده اند لـذا دستور داد كه بندگان قبل از ورود به نماز اول روشن گردند و
سپس وارد منطقه روشنايي « صلوة» شوند . زيرا بنده آلـوده حـق مشرف شدن به
زيارت نماز را ندارد . چون نماز پاك است و حقيقت آن تماماً طـهـارت است . كسي
كه وضو ندارد وجودش تاريك است و كسي كه تاريك باشد حق ملاقات با نماز را كه
نور است نخواهد داشت . پيامبر(ص) فرمود : خداوند وضو را واجب نمود زيرا كه
نخواست بندگانش با دنيايي كه بدان آلوده اند وارد در نماز شوند زيرا بـنـده به دنـيـا
آلوده است و شبانه روز در اين آلـودگي به سر مي برد . نتيجه اينكه انسان با وضو
گرفتن خـود را آمـاده مي سازد بـراي ورود درمنطقـه نـورانـي ديگر بـه نـام نـمـاز .

شاخصه مرتبه طهارت را « وضـو» تشکيل مي دهد . در يک روايت آمده است
که «الـوضوء نـور» وضو گرفتن نور است در روايتي ديگر آمده : اگر شخصي
با وضويي قبل از اينکه وضويش را باطل کند ، وضوي ديگري بگيرد او نـور بـر
نور افزوده است كه « الوضوء علي الوضوء نـور علي نـور» . براي اينکه بحث
وضو را دنبال کنيم نكته ۳۶۵ هزار و يك نكته حضرت مولي روحي فداه را تلاوت
مي كنيم تا بعد به شرح و بيان آن بپردازيم :
در كتاب شريف « ترک الاطناب في شرح الشهاب » حديثي از جناب رسول اکـرم
صلي الله عليه و اله نقل شده است که حضـرت فرمود : امـت مـن از اثـر دست و
روي شستن روي سـيد و دست و پـاي سپيد باشند بدان كه ايـزد تعالي چون نماز
را واجـب كرد نخواست كـه بندگان وي بـه دنيـا آلوده ، بـه خدمت آيند ، ايشان را
فرمود كه وضـو كنند و با اين چهـار عضـو مخصوص كرد زيرا كه آدم اول روي
بـه درخت گـنـدم كرد و بـه پـاي رفت و بـه دست از درخت گندم باز كرد و بر سـر
نهـاد و بـر حـوّا آمد . ايزد «عـزّ اسـمـه» ايـن چهار عضو گناهـکار را فرمود :
« شستن به گاه خدمت »

بسم الله الرحمن الرحيم
« طهـارت » حـاوي يـك معناي ظاهري و يك معناي بـاطني است . معناي ظاهري
طهارت « پاكي » است . ما در سلسله جلساتمان انشاءالله قصد داريم كه مباحث
مربوط به معناي باطني طهارت را تقديم حضورتان كنيم .
در ابتدا درباره طهارت ظاهري عرض مي كنيم كـه اين طهارت در سه بخش وضـو
غـسـل و تيمم حاصل ميشود و اين طهارتي است كـه در فقه مطرح است . طهارت
فقهيه را در فقه براي ايـن مطـرح فرمـوده اند كـه بـدن انسان را از نـجـاسـتـهــاي
ظاهري پاك كند كه فقه شريف مربوط به بدن و اعمال قالبيه آن همانند نماز و روزه
واحكام شرعي است كه با انجام آن انسان درمرتبه بـدن بـه مقام تجليه ميرسد و تجليه
مربوط بـه ظـاهـر انـسان است كـه مطـابق قوانين شرع و احكام شـرعي آن آراسته
ميشود لـذا فقه شـريف بايد در متن انسان واجتماع پياده شود تا هردو را تجليه نمايد .
برگرفته از كتاب طهارت استاد داوود صمدی آملي (مدظله العالي )

|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|