تبليغاتX
مجالس صمدی
 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

عزیزان ! کار شما نیز عبادت است .صبح که به محل کارتان میروید قبل ازآن وضویی

بگیرید و رو به قبله « یا الله» بگویید و سپس به راه بیفتید .چون بی وضو نمی توان

عبادت کرد.همچنان که بی وضـو نمی توان به نماز روی آورد و یا بی احرام رو سوی

خانه کرد و حج بجای آورد .زیرا محل کارتان کعبه و قطرات عرق که در آنجا از جبین

و بدنتان سرازیر میشود کفاره گناهان است . هر مقدار که در حین کار عرق می ریزید

خودتان را صاف ميكنيد . هر صبح كه براي كار بر مي خيزيد وضويي بگيريد و بعد از

آن نوزده بار«بسم الله الرحمن الرحیم» به عدد حروف این آیه مبارکه تلاوت کنید تا آن

« وضو » تطهیرتان کند و آن «بسم الله» آفات و بلیات و شعله های اشتغالات جهنمی

دنیا را از شما دور نماید .این قدر به زور و بازویتان متکی نباشید ،رزق را بايد از جاي

ديگر بدهند همچنانكه جناب رسول الله صلي الله عليه  مي فرمايند : « دم علی الطهاره

یوسع رزقک » شما دائما اهل طهارت و پاکی باشید ، رزقتان وسيع خواهد شد .

 

arvores2

 

 

 

 

 

 

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 14:2  توسط موسوی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

 

از آنجا كـه انسان در اجتماع آدمي مسلـك بوده و هـمـيشه بـا ديگران در ارتباط است .

لـذاهميشه آلودگي هـاي اجتماع دامنگـيرش خواهـد بود . به عنوان مثال زمانيكه فردي

يك مال دزدي شده را بـه شما مي فروشد اگـر چـه شما هم ندانيد آن شخـص اين مـتـاع 

را از چـه راهـي تهـيه كرده است ، بـا ايـن حال باز اثـرات تكـويني آن مـال را نمی توان

برطـرف نمود . حال اگر چه از جنبه فقهي به ما بگويد : چون پـول را خودتان داده ايد

و متاع را در مقابل آن گرفته ايد ، پس در برابر آنچه به دست آورده ايد ، مالك هستيد ،‌

اما تا زمـانيكه اين مـال و لباس بر تـن مي بـاشد همچنان اثرات تكويني آن ادامه خواهـد

داشت . مي بينيد تا زمانيكه آن لـباس را بـر تـن داريد روحيه حاكـم قبلي خود را نداشته

 و حال نـماز خـواندن و خـلوت كردن را نداريد .چه بسا گاهي بـا يـك خوردن و نوشيدن

در خانه ديگران ، با يك قدم زدن و رفت و آمد در اجتماع و با يـك نگـاه كردن به چهـره

مردم ، آن اثـر مطـلوب معنوي از بين مي رود و تا انسان بخواهد آن حال از دست رفته

را باز يابد ، خيلي مشكل است . وضـو و طهارت تمام اثـرات اين آلودگي را برطرف مي

كند و انسان را نوراني مي كند .

 

arvores2

 

 

 

 

 

 

  نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 5:58  توسط موسوی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

جناب رسول صلي الله عليه و اله فرمودند : خداوند وقتي نمازرا واجب كرد ديد ، كه

بندگانش آلوده اند لـذا دستور داد كه بندگان قبل از ورود به نماز اول روشن گردند و

سپس وارد منطقه روشنايي « صلوة» شوند . زيرا بنده آلـوده حـق مشرف شدن به

زيارت نماز را ندارد . چون نماز پاك است و حقيقت آن تماماً طـهـارت است . كسي 

كه وضو ندارد وجودش تاريك است و كسي كه تاريك باشد حق ملاقات با نماز را كه 

نور است نخواهد داشت . پيامبر(ص) فرمود : خداوند وضو را واجب نمود زيرا كه   

نخواست بندگانش با دنيايي كه بدان آلوده اند وارد در نماز شوند زيرا بـنـده به دنـيـا

آلوده است و شبانه روز در اين آلـودگي به سر مي برد . نتيجه اينكه انسان با وضو

گرفتن خـود را آمـاده مي سازد بـراي ورود درمنطقـه نـورانـي ديگر بـه نـام نـمـاز .

 

 

arvores2

 

 

 

 

 

 

  نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 2:41  توسط موسوی  | 
                                         بسم الله الرحمن الرحيم

 

شاخصه مرتبه طهارت را « وضـو» تشکيل مي دهد . در يک روايت آمده است

که «الـوضوء نـور» وضو گرفتن نور است در روايتي ديگر آمده : اگر شخصي

با وضويي قبل از اينکه وضويش را باطل کند ، وضوي ديگري بگيرد او نـور بـر

نور افزوده است كه « الوضوء علي الوضوء نـور علي نـور» . براي اينکه بحث

وضو را دنبال کنيم نكته ۳۶۵ هزار و يك نكته حضرت مولي روحي فداه را تلاوت

مي كنيم تا بعد به شرح و بيان آن بپردازيم :

 

در كتاب شريف « ترک الاطناب في شرح الشهاب » حديثي از جناب رسول اکـرم

صلي الله عليه و اله نقل شده است که حضـرت فرمود : امـت مـن از اثـر دست و

روي شستن روي سـيد و دست و پـاي سپيد باشند بدان كه ايـزد تعالي چون نماز

را واجـب كرد نخواست كـه بندگان وي بـه دنيـا آلوده ، بـه خدمت آيند ، ايشان را

فرمود كه وضـو كنند و با اين چهـار عضـو مخصوص كرد زيرا كه آدم اول روي

بـه درخت گـنـدم كرد و بـه پـاي رفت و بـه دست از درخت گندم باز كرد و بر سـر

 نهـاد و بـر حـوّا آمد . ايزد «عـزّ اسـمـه» ايـن چهار عضو گناهـکار را فرمود :

                               « شستن به گاه خدمت »

 

arvores2

 

 

 

 

 

 

  نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 6:2  توسط موسوی  | 

  بسم الله الرحمن الرحيم    

                                  

«‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ طهـارت » حـاوي يـك معناي ظاهري و يك معناي بـاطني است . معناي ظاهري

 طهارت «‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ پاكي » است . ما در سلسله جلساتمان انشاءالله قصد داريم كه مباحث

 مربوط به معناي باطني طهارت را تقديم حضورتان كنيم .

 

در ابتدا درباره طهارت ظاهري عرض مي كنيم كـه اين طهارت در سه بخش وضـو 

غـسـل و تيمم حاصل ميشود و اين طهارتي است كـه در فقه مطرح است . طهارت

فقهيه را در فقه براي ايـن مطـرح فرمـوده اند كـه بـدن انسان را از نـجـاسـتـهــاي

ظاهري پاك كند كه فقه شريف مربوط به بدن و اعمال قالبيه آن همانند نماز و روزه

واحكام شرعي است كه با انجام آن انسان درمرتبه بـدن بـه مقام تجليه ميرسد و تجليه

 مربوط بـه ظـاهـر انـسان است كـه مطـابق قوانين شرع و احكام شـرعي آن آراسته

ميشود لـذا فقه شـريف بايد در متن انسان واجتماع پياده شود تا هردو را تجليه نمايد .

 

برگرفته از كتاب طهارت استاد داوود صمدی آملي (مدظله العالي )

 

arvores2

 

 

 

 

 

 

  نوشته شده در  جمعه چهاردهم مهر 1385ساعت 17:8  توسط موسوی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM