بسم الله الرحمن الرحیم

ما از صبح تا شب با قـوه خیال در ارتباطیم و با آن کـار انجام می دهیم . اگـر قصد خوابیدن کنیم قـوه
خیال باعث خوابیدن می شود اگر بخواهیم صبح به محـل کـار و تحصیلمان برویم بر اساس قـوه خیال
ایـن کـار را انجام می دهیم . اگـر زن است بـر اساس قـوه خیال در خانه مشغول بـه کـار می شود .
همین طور غضب کردن و مهر و دوستی ورزیدن ، همه زیر سر قـوه خیال است و همین طـور امثال
دیگر از موارد جزئیه . هیچ کدام از اینها مربوط به عقـل نمی باشد . زیرا عقـل قوه ای برای ادراک
کلیات است و در جـزئیات دخالتی ندارد . عقـل هیچگاه نمی گوید : این زمین است ، این آسمان است
این خورشید و آن دیگری ماه است ، اینجا محل کار و تحصیل من است و ... تمام این کارها را قـوه
خیال میکند . عقل فقط یک برنامه کلی می دهد . لذا قوه خیال را به «دستگاه عکاسی نفس ناطقه»
تعبیر میکنند . همانگونه عکاس به واسطه دوربین عکاسی اش از درخت و حیوان و انسان و دیگر
موجودات عکس می گیرد و بعد به عکسها نگاه میکند تا ببیند مطابق با واقع گرفته یا نه . قوه خیال
هم به منزله دوربین عکاسی نفس انسان است که انسان از این طـریق عکس موجودات را می گیرد
و با آن ادراک میکند . قوه خیال واسطه بین نشاه ی ماده و عالم عقل است . عقل از طریق قوه خیال
عکسبرداری میکند و با آن ادراکات عقلی انجام می دهد ، البته اگر شخصی عاقل باشد ، این را عقل
می گویند . یک عکس از بیرون میگیرد و بر اساس قوه عاقله بر روی آن احکام عقلی پیاده می کند
هر چه قوه خیال تطهیر شده تر باشد تمثلات نفس زلالتر خواهد بود . این را تعبیر می کنند به مراقبت
در مرتبه قوه خیال . که بسیار کار سخت و مشکلی است زیرا همیشه سوء ظنها و گـمانهای ناروا و
آرزوهای طولانی وجود دارد و باعث آلودگی قوه خیال می شود . از طرفی چون نوعاً مردم غـرق در
امور اجتماعی متعارف خویشند و هـر کس به دنبال نفع مادی خودش است ، قـوه خیال در این بخشها
دیر تطهیر می شود .

بسم الله الرحمن الرحیم
طهارت قوه خیال را در سه بخش مطرح فـرموده اند : یکی در بخش اعتقادات فاسد ، دیگری در بخش
تخیلات فاسد و سوم در بخش جولان قوه خیال در میدان آمال و آرزوها . که هر کدام از این سه مورد
برای قوه خیال آلودگی می آورد . عموم مردم چون به معتقدات خود تعبّد دینی دارند بر اساس آن اصل
تعبّد خیلی به قوه خیال در بحث اعتقادات میدان نمی دهند . تعبداً مبداء و معاد و وحی و نبوت و امامت
و رسالت را پذیرفته اند و هر چه هم دیگران بگویند آنها از اعتقادشان بر نمیگردند .حالا به چه اندازه
بر اساس اعتقادات خـود قدرت عمل دارند بحث دیگری است . اما معمولاً عموم مردم شبهات علمی را
در بخش عقاید از مبداء تا معاد نمی شنوند .نوعاً کسانی دچار شبهه های علمی میشوند که راه تحصیل
پیش گرفته اند و می خواهند در اعـتقـادات خـویش تحقیقی داشته باشند ایـشان معمولا به خـاطـر داشتن
ذهنهای مـتفـرق دچار این اشکالات می شوند و باید قـوه خیالشان را تطهـیر کنند و راه تطهیر قـوه خیال
ایشان در این بخش این است که اول ریاضیات بخوانند بعد وارد مباحث منطقی شده سپس مباحث فلسفه
را طی کنند و بعد از آن نظری به عرفان کنند و از عرفان نظری وارد عرفان عملی شوند . این مربوط
به محصلینی است که می خواهند در مسیر تحصیل قوه خیالشان را تطهیر کنند . در این مسیر عقل خود
به خود قوی می شود و قوه خیال مقهور عـقـل می گردد . اما اکـثر مردم که در پی تحصیل نیستند نیازی
به طهارت قوه خیال در بخش اعتقادات ندارند آنها از پدران خود نمازی را یاد گرفته اند و خـدایی را می
پرستند و شک و شبهه ای در این زمینه ندارند .ما هرگز پدرانمان را ندیده ایم که بگویند : اگر عالم دو
خدا داشت چه می شد ؟ این اشکال و امثال این اشکالات هم هرگز به ذهن آنها خطور نکرده است .
معـلوم می شود که قـوه خیال عوام مردم در بخش اعتقادات پـاک است آنها برای طهارت قـوه خـیال باید
فقط به دو بخش دیگر توجه کافی بکنند . یکی سوءظنها و تخیلات بد و گمانهای ناروا و دیگری آرزوها
ی طولانی . اما خواصی که در مسیر تحصیلند علاوه بر این دو بخش باید قوه خیال خود را از اعتقادات
فاسد نیز تطهیر کنند . در غیر این صـورت به انحـراف کشیده می شوند زیرا طریق تحصیل برای ایشان
نه تنها راه نجات نیست بلکه مشکلات بیشتری را برای قوه خیال آنها فراهم می کند .

بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی انسان در ذات و نفس خود طهارت پیدا کند ، همين طهارت در بدن
او هم ظاهـر مي شود كه مي بينيد اگـر شخـص واقعاً نـماز خوان باشد و
حقيقتاً روزه گير باشد ، چقدر در چهره او تأثير گـذار است و روي او را
زيبا ميكند . به همين منوال چهره افراد و اشخاص مطابق با گناهانشان
بر ميگردد .هميشه چهره خبر از درون ميدهد . خداوند متعال در سوره
فتح آيه ۳۰ ميفرمايد : « سیماهم فی وجوههم مّـن اثـر السّجـود » کـه
اگر کسی در پیشگاه حـق متعال به بـرنامه های شریعـت الهیه عمل کند
صورت او مطابق اعمالش زيبا مي گردد و نشان ميدهد كه در درون چه
دارد.«در نفس هم رفته رفته خوی انقیاد و ملکه تسلیم برای اراده حق
متحقق می گردد »تمام هدف انسان این است که خود را تسلیم خدا کند
و تا شخـص قوای خود را تسلیم خود نکند نمی توانـد خـودش را تسلیم
خدا کند و باید آنقدر در عمل به احکام شرعیه تثبّتبه به خرج دهد تا آن
اطاعت و تسليم براي او ملكه شود . « ملکه » صفت راسخه در نفس
را گویند . صفت ملكه آنچنان در نفس ريشه ميكند كه برداشتن و قـطع
كردن آن ، به راحتي ممكن نيست . به تعبير خودمان ميگوييم :«ترک
عادت موجب مرض است » در امور معنوی هم همین گونه است .
گاهی صفـت جـود و بخشش چنان در شخص رسوخ مي كند كه اگر او
روزي را بدون بخشـش بگذراند ، ناراحت است . نـفس نيز با رعايت
متداوم احكام شرعيه ، قوايش را به تسليم خود در مي آورد و طهارت
ظاهريه بدن را تأمين مي كند . اما اگر عمل كردن به احكام شرعيه را
ادامه ندهد قواي او نيز از تسليمش سر باز ميزنند و بار ديگر نجاست
ظاهر او را فراهم مي آورند .

|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|